bookmark

معنای نماز

نماز

بالفتح،خدمت و بندگى،و بعضى بمعنى سجده گفته‌اند،فردوسى گويد: بيت چو بشنيد پيران گردن فراز پياده شد از اسپ و بردش نماز و سوزنى گويد: بيت شهى كه بارگه اوست سجده‌گاه ملوك همى برند بآن سجده گه ملوك نماز
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص1414)
sourceLink

به فتح اول و ثانى به الف كشيده و به زاى نقطه‌دار زده به معنى بندگى و اطاعت و سجود و پرستش و خدمتكارى و فرمان‌بردارى باشد.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص909)
sourceLink

- سجده باشد [3]. مثالش سوزنى گويد: بيت شهى كه بارگه اوست سجده‌گاه ملك همى برند بآن سجده گه ملوك نماز
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1414)
sourceLink

بفتح اول خدمت و بندكى و طاعت و عبادت ايزد تعالى كه بعربى صلاة خوانند و نماز برون‌سو بمعنى قبله است يعنى طرفى كه بآنجانب سجده مى‌نمايند و در كتب حكماى قديم ايران آمده كه نماز برون نشو همه سو است و بجانب فروغمند بهتر جمشيد در توحيد كفته شيدش را نه سوست و سر بهر سوسائى شيد اوست با معنى اينما تولّوا فثّم وجه الله مطابق است و عموما و مجازا بمعنى سجود است و نماز بدن اصل آنست يعنى نماز كردن كه سر فرود آوردن و سجده كردن است فردوسى كفته چو بشنيد پيران كردن فراز پياده شد از اسب و بردش نماز
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص715)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]عبادت و عرض نياز بسوى خداوند عالميان بطريقى كه در شريعت پيمبران وارد شده.و پرستش و اداى اطاعت و سجود و بندگى و اطاعت و خدمتگارى و فرمانبردارى.و نماز پسين:نماز عصر.و نماز پيشين:نماز ظهر.و نماز خفتن:نماز عشا.و نماز شام:نماز مغرب كه پس از غروب
(
فرهنگ نفیسی
, ج5 , ص3765)
sourceLink

(اسم) خدمت و بندگى. خدمت‌كارى. اطاعت. فرمان‌بردارى. ¦¦سجده. سجود. سر به زمين نهادن. سرفرودآوردن براى تعظيم. كرنش. تكريم. تعظيم. ¦¦پرستش. اداى طاعت. طاعت و عبادت ايزدتعالى. عبادت و عرض نياز به‌سوى خداى عالميان به طريقى كه در شريعت پيمبران وارد شده. نياز. ¦¦صلاة. صلات. نوعى عبادت مخصوص اهل اسلام. عبادت مخصوص مسلمانان كه به‌طور وجوب و در شبانه‌روز پنج بار ادا كنند. - نماز تسبيح. ←صلاة تسبيح. - نماز رغائب. ←رغائب. - نماز مرده. ← - نماز ميت. - نماز وتر. ←وتر.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص3038)
sourceLink

پرستش بود:نظامى گفته است: نمازش برد چون هند و پرى را#ستودش چون عطارد مشترى را
(
فرهنگ قواس
, ص11)
sourceLink

ضرب المثل نماز

نماز را به حقيقت قضا توان كردن قضاى صحبت ياران نمى‌توان كردن

(خواجه عبد الله انصارى)
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص745)
sourceLink

گاهى به عيش و طرب پرداخت و گاهى با عبادت و نماز و روزه ساخت

همانند:نبرد افروختى يك چند بزم آراى يك چندى،كه گاهى نوبت تيغ است و گاهى نوبت ساغر.
(
فرهنگ عوام
, ص480)
sourceLink

هم آش و پلو معاويه را ميخورد، هم نماز على را ميخواند

در مورد اشخاصى كه با كسى دعوى دوستى و با دشمن او نيز سازش كنند گفته مى‌شود.همانند: حق با على است ولى پلو(يا پلاو)معاويه چرب‌تر است.
(
فرهنگ عوام
, ص657)
sourceLink

شب نماز شبگير مى‌كند روز آب توى شير مى‌كند

ظاهرا عابد باطنا متقلب.
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص504)
sourceLink

هم نماز شبگير مى‌كند،هم آب توى شير مى‌كند

تظاهر به عبادت و تقلب در معامله.
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص794)
sourceLink

آنجا كه نياز است،چه حاجت به نماز است

(ز آتشكده و كعبه غرض سوزونياز است...)خواجو
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص759)
sourceLink

پيشنماز كه بگوزد پس نماز خواهد ريد

بكتاب داستان‌هاى امثال مراجعه شود و نيز گويند پيش نماز كه قوز كند نماز چلقوز كند
(
فرهنگ عوام
, ص149)
sourceLink

بدبختى كه بازآيد باد گاه نماز آيد

(
امثال و حکم
, ص401)
sourceLink

نه نماز شبگير كن،نه آب توى شير كن

(
فرهنگ عوام
, ص621)
sourceLink

نه تظاهر به مسلمانى كن نه در معامله تقلب.
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص754)
sourceLink

بازيچه بود نماز بى‌صدق و نياز

(كارت ز نياز مى‌گشايد نه نماز...)ابن يمين
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص117)
sourceLink

به كمر زدن نماز خود

در مقام تحقير يا توهين گويند(برو نمازت را به كمرت بزن).
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص175)
sourceLink

اول نماز سپس نياز

از نياز در اين مثل اوراد و اذكار صوفيه اراده شده است.
(
امثال و حکم
, ص316)
sourceLink

اول بايد كار واجب را انجام داد سپس كار مستحب را.
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص96)
sourceLink

نماز شب آب كشيدن

به كتاب داستانهاى امثال جلد دوم رجوع شود.
(
فرهنگ عوام
, ص9)
sourceLink

نمازت به كمرت بزند

به‌طور دشنام گويند.به كسى كه تظاهر به تقدس كند و به ريا نماز گذارد.
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص745)
sourceLink

نماز به كمر زدن

نماز خواندن.در مقام توهين گويند(نمازت را به كمرت بزن)يا به‌طور نفرين(نمازت به كمرت بزند).
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص745)
sourceLink

نماز بى‌وضو

كار ناقص و غلط.
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص745)
sourceLink

نماز در اصطلاح

نماز

توجه باطن به حق و ملازمت در حضور،و اقبال به سوى حق و اعراض از ما سوى الله و دوام مكاشفه با حق و مقام راز و نياز است. *** آن نمازى كه در حضور بود از ترى آب روى،دور بود تن چو در خاك رفت و جان بفلك روح خود در نماز بين چو ملك غزالى گويد:بدانكه نماز ستون و بنياد دين و پيشرو عبادتهاست.ظاهر نماز كالبد است وى را حقيقى و سرى است كه آن روح نماز است.اصل و روح آن خشوع و حاضر بودن دل است. انصارى گويد:هيئت نماز چهار است،و حكمت آن اين است كه جملۀ موجودات را شكل‌اند.بعضى بر هيئت قائمان‌اند و بعضى بر هيئت راكعانند و برخى بر هيئت ساجدانند و برخى بر هيئت قاعدانند و همه تسبيح حق گويند.
(
فرهنگ لغات و اصطلاحات عرفانی
, ص771)
sourceLink

پايۀ دين بر نماز استوار است. جهادهاى پيامبر و نبردهاى على «ع» و نهضت حسينى، همه براى «اقامۀ نماز» و ايجاد و تقويت رابطۀ بندگى ميان خالق و مخلوق است. در نهضت عاشورا، نماز جايگاه مهمى دارد. در برخورد كاروان حسينى با سپاه حرّ در مسير كوفه، وقت نماز كه مى‌رسد، اذان گفته مى‌شود، نماز جماعت برگزار مى‌گردد و سپاه حر نيز به سيد الشهدا «ع» اقتدا مى‌كنند. پيش از شب عاشورا كه سپاه عمر سعد به طرف خيمه‌گاه امام مى‌تازند، حضرت برادرش عباس را مى‌فرستد تا با آنان گفتگو كند و شب را مهلت بخواهد تا به نماز و عبادت بگذرانند «ارجع اليهم فان استطعت ان تؤخّرهم الى غداة لعلّنا نصلّى لربّنا هذه اللّيلة و ندعوه و نستغفره، فهو يعلم انّى احبّ الصّلاة و تلاوة كتابه و كثرة الدّعاء و الاستغفار». در همان وقت نيز حبيب بن مظاهر به سپاه دشمن خطاب كرد كه چرا مى‌خواهيد با گروهى بجنگيد كه سحرخيزان و شب‌زنده‌داران و اهل عبادتند؟ خصلت ياران شهيد او، روح معنوى و حال عبادت و نيايش و نماز بود و شب عاشورا، زمزمۀ نماز و نيايش آنان در خيمه‌هايشان پيچيده بود. به گفتۀ مورّخان «لهم دوىّ كدوىّ‌ النّحل و هم ما بين راكع و ساجد و قارئ للقرآن» همۀ شب را به نماز مشغول بودند. به نقل تاريخ ابن اثير: شب كه شد، تمام شب را به نماز و استغفار و تضرّع و دعا پرداختند. صبح عاشورا نيز، حسين بن على «ع» پس از نماز صبح با ياران، نفرات خود را سازماندهى كرد. ظهر عاشورا، ابو ثمامۀ صائدى، وقت نماز را به ياد حضرت آورد. حضرت نيز او را دعا كرد كه: خداوند تو را از نمازگزاران ذاكر قرار دهد. آنگاه به اتفاق جماعتى به نماز ايستادند و نماز خوف خواندند. سعيد بن عبد الله نيز از ياران او بود كه هنگام نماز، جلوى امام ايستاد و بدن خويش را سپر تيرهاى بلا ساخت و با پايان يافتن نماز امام، او بر زمين افتاد و شهيد نماز گشت. حسين و يارانش همه كشته راه نماز شدند. از اين رو در زيارتنامۀ امام خطاب به او مى‌گوييم: «اشهد انّك قد اقمت الصّلاة و آتيت الزّكاة و امرت بالمعروف و نهيت عن المنكر» (زيارت وارث). آنچه به جهاد، ارزش مى‌دهد، آميختگى آن با نماز است. عاشورا تلاقى عرفان و حماسه بود و نهضت كربلا براى احياى سنّتهاى دينى و فرايض الهى از جمله نماز بود. شيعۀ او نيز بايد اهل نماز و خشوع باشد و از دين‌دارى تنها عزادارى را نشناسد. حتّى معتقدان و اميدواران به شفاعت حسين «ع» نيز بايد اهل نماز باشند. چون شفاعت بى‌نمازان نخواهد رسيد. دريغ و افسوس از كار آنان كه در ايّام سوگوارى به عزادارى و سينه زنى و نوحه‌خوانى و دسته و هيأت مى‌روند، امّا نسبت به نمازهاى واجب بى‌اعتنايند. ← ابو ثمامۀ صائدى، سعيد بن عبد الله، درسهاى عاشورا
(
فرهنگ عاشورا
, ص451)
sourceLink

- صلاة
(
فرهنگ اصطلاحات قرآنی
, ص373)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.